ماسیدن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. منجمد شدن، سفت شدن.
  2. صورت گرفتن، تحقق یافتن.

(عا.)

  1. فایده داشتن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
jell