مثال

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(مِ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. مانند، شبیه.
  2. فرمان، حکم.

[ویرایش] جمع

  1. امثله.
  2. کلمه یا عبارتی که برای توضیح مطلبی یا قاعده‌ای آورده شود.
  3. شاهد.
  4. تصویر، تمثال.
  5. مجسمه، پیکر.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

esempio

انگلیسی
saw
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر