مثل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(مِ ثْ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

(حر رب.) مانند، نظیر، همتا.

[ویرایش] جمع

  1. امثال. ؛ ~ موم: بسیار نرم. ؛ ~ تیر: بسیار تند. ؛ ~ استخوان: بسیار لاغر. ؛ ~ بره:بسیار رام. ؛ ~ شیشه: بسیار شکننده. ؛ ~ آدم: شایستة آدمیزاد.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(مُ ثُ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

[ویرایش] جمع

  1. مثال ؛ مانندها، شبیه‌ها.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(مَ ثَ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. سخن مشهور.
  2. داستان، قصه.
  3. عبرت.
  4. پند، اندرز.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] حرف ربط

come

انگلیسی
proverb
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر