مرغ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

  1. مُ

اسم[ویرایش]

  1. جمع مرغان
  2. گونه‌ای پرنده
  3. به طور عام نام هر جانور بالدار پرنده تخم‌گذار که بدنش از پر پوشیده شده باشد.
  4. قاطی ~ها شدن کنایه از: ازدواج کردن، زن گرفتن. ؛ ~یک پا دارد کنایه از: روی حرف و نظر خود ایستادن، یکدنگی، لجبازی. ؛مثل ~سرکنده کنایه از: بسیار بی قرار و ناآرام.

برگردان‌ها[ویرایش]


آوایش[ویرایش]

(مَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. گیاهی است از تیره گندمیان که علفی و پایا است و دارای ساقه زیرزمینی افقی و گره‌داری است که از محل هر گره ریشه‌های کوچک خارج می‌شود. سرعت انتشار این گیاه بسیار زیاد است. این گیاه برگ‌های دراز نوک تیز و غلاف دار به رنگ سبز یا غبارآلود دارد. قسمت مورد استفاده دارویی این گیاه ساقه زیرزمینی آن است که به غلط ریشه خوانده می‌شود.
  2. سبزه، چمن (وحشی)