مزاج

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. سرشت، طبیعت.

مصدر لازم[ویرایش]

  1. آمیختن، آمیخته شدن.
  2. قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند: الف - مزاج صفراوی (گرم و مرطوب)

ب - مزاج مالیخولیایی یا سوداوی (سرد و خشک) ج - مزاج دموی (گرم و مرطوب) د - مزاج بلغمی (سرد و مرطوب)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
temperament