مست

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(مَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

  1. شراب خورده، خارج شده از حالت طبیعی به علت خوردن شراب.
  2. بی هوش، مدهوش.
  3. کسی که به علت داشتن مال و مقام و غیره بسیار مغرور باشد. ؛ ~ُ ملنگ (عا.) شاد و خوشحال و سردماغ.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(مُ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. گله، شکوه، شکایت.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

ubriaco

انگلیسی
tosspot
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر