مفعول

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِمف.)

  1. انجام داده شده، کرده شده.
  2. کسی یا چیزی که فعل بر آن واقع شده باشد. و آن به دو قسم است: ؛ ~ِ باواسطه (بواسطه)
  3. یا غیرصریح یا غیرمستقیم، آن است که معنی فعل رابه واسطة حرفی از حروف اضافه تمام کند. ؛ ~ِ بی واسطه یا صریح یا مستقیم، آن است که معنی فعل را بی واسطة حرفی از حروف اضافه تمام کند.
  4. پسر یا مردی که لواطه دهد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ترجمه به انگلیسی[ویرایش]

  1. مفعول

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
passive