ممثل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مُ مَ ثَّ)

فارسی [ویرایش]

ریشه‌شناسی [ویرایش]

(اِمف.)

  1. مثل زده شده، مجسم شده.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین