مهبل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مَ بَ یا بِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. زهدان، رحم زن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


عربی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  1. mahbel

اسم[ویرایش]

(بدن انسان)

  1. زهدان. جای بچه در شکم. بچه‌دان
  2. دهان کس و فرج زن. دهانه‌ی زهدان. جایی که نره در آن داخل می گردد. راه نره در فرج زن. در اصطلاح پزشکی، کیر باید به راحتی دخول نماید و احساس خوبی به دو طرف وارد شود و سپس اب با شدت فراوان به داخل دهنش بریزمجرایی است عضلانی، مخاطی و استوانه‌ای شکل که در پایین رحم قرار دارد و عضو جماعی زن می باشد و ضمناً نوزاد که از رحم و سوراخ گردن رحم خارج می شود از مجرای مهبل و فرج خارج می گردد. مهبل بسیار قابل اتساع است و دایره‌ی فوقانیش گردن رحم را احاطه می کند به طوری که قسمتی از گردن رحم و سوراخ تحتانیش از درون مهبل مشاهده می شود. در فاصله‌ی بین مهبل و فرج در دخترها پرده‌ای به نام پرده بکارت موجود است. این پرده معمولاً در وسطش سوراخی دارد که به اشکال مختلف و بیشتر هلالی شکل است . پرده‌ی بکارت در اولین نزدیکی و مقاربت از بین می رود و مجرای مهبل و فرج یکی می شود و مجرای مهبل از قسمت جلو به مثانه و مجرای ادرار زن مجاور است و از عقب با روده مستقیم مربوط می‌باشد و در وضع ایستاده مسیر مجرای مهبل از بالا به پایین و از عقب به جلو است. طولش در حدود ۹ سانتیمتر است و با سطح افقی زاویه‌ای ۷۰ درجه می‌سازد.
  3. جای فرود افتادن بچه از زمین.
  4. سرین. است (اِسْت)
  5. .
  6. فروافتادگی از سر کوه به سوی شعب. فرود آینده از سر کوه به طرف شعب.

برگردان‌ها[ویرایش]

جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ مهبل دارد
انگلیسی
elytrum