مهر
از ویکیواژه
(مَ)
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] اسم
- کابین، مهریه.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(مُ)
- آلتی از جنس فلز یا لاستیک که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش میکنند و از آن به جای امضاء در پای نامهها و قراردادها استفاده میکنند. ؛ ~و موم کردن الف - بستن چیزی از طریق موم چسباندن به در آن و بعد مهر زدن به موم به طوری که به جز فرد مورد نظر کسی نتواند در آن دست ببرد و آن را باز کند. ب - ضبط اموال متوفای مدیون یا مجرم از طرف مراجع قضایی.
- نگین، خاتم.
- قطعهای گل پخته که نمازگزاران شیعه هنگام سجده پیشانی خود را روی آن میگذارند.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(مِ)
- آفتاب، خورشید.
- دوستی، مهربانی.
- نام ماه هفتم از سال شمسی.
- نام روز شانزدهم از ماه مهر که ایرانیان جشن مهرگان را در این روز بر پا میدارند.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] اسم
- هفتمین ماه سال خورشیدی
- نخستین ماه سال هخامنشی
- یکی از ایزدان ایرانی. ایزد میترا، ایزد میتره، ایزده میثره
[ویرایش] برگردانها
|
[ویرایش] برگردانها
|
- ایتالیایی
[ویرایش] اسم
[ویرایش] اسم
- انگلیسی
- stamp