نگریستن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(نِ گَ تَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. دیدن، نگاه کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] فعل

  1. نگریستن

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
regard
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر