هر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(هَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] قید

  1. کل، همه، تمام.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

دری (هَ دَ) (ص نسب.)

  1. منسوب به هر در.
  2. آنکه هر لحظه به دری روی آرد و به خانه‌ای رود؛ هر جایی.
  3. بی پایه، بی اساس، بی ربط.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(هَ یا هُ)

[ویرایش] اسم

  1. دانه‌ای که در میان گندم روید و خوردن آن ضرر دارد.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] صفت

ogni

انگلیسی
every
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر