هری

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(ه)

[ویرایش] اسم

  1. شهر هرات.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(هِ رُِ)

[ویرایش] قید

(عا.)

  1. چون خواهند کسی را به خواری بیرون کنند، این لفظ را بر زبان رانند.

(اِصت.)

  1. آواز خنده.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(هُ رّ)

[ویرایش] قید

[ویرایش] اسم صوت

  1. آواز پنهانی دل در حالت ترس و نگرانی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار