هیچ
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] قید
- اصلاً، ابداً.
[ویرایش] صفت
- نیست، نابود.
- پوچ، بی اعتبار.
- آیا، هیچ میدانی ¿.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
| این سرواژه نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
- چیزی، هیچ چیز
- یک
- هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید
- باری. کرتی (کرّتی)
- برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم
- ذرهای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم
- گاهی
- احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن
- برای استفهام و به معنی هل عربی . آیا
- به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی الواقع
[ویرایش] اسم
- چیزی، هیچ چیز
- یک
- هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید
- باری. کرتی (کرّتی)
- برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم
- ذرهای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم
- گاهی
- احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن
- برای استفهام و به معنی هل عربی . آیا
- به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی الواقع
[ویرایش] برگردانها
[ویرایش] قید
- چیزی، هیچ چیز
- یک
- هرگز. اصلاً، اصلن. ابداً، ابدن. مطلقاً، مطلقن. به هیچ وجه. به هیچ روی. اسم بعد از هیچ غالباً مفرد آید
- باری. کرتی (کرّتی)
- برطرف شده و معدوم شده و لاشی. معدوم
- ذرهای . کمترین مقداری. اندکی. کمی. یک ذره کنایه از اندک و قلیل و کم
- گاهی
- احیاناً، احیانن. اتفاقاً، اتفاقن
- برای استفهام و به معنی هل عربی . آیا
- به راستی. در حقیقت. واقعاً، واقعن. فی الواقع
- ایتالیایی
[ویرایش] قید
- انگلیسی
- zero