پرسیدن
از ویکیواژه
(پُ دَ)
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] مصدر متعدی
- خبر گرفتن، پ رسش کردن.
- احوالپرسی.
- عیادت.
- بازخو
[ویرایش] استعاره
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
| این سرواژه نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
[ویرایش] فعل
- پرسیدن
| گردانش فارسی | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بن واژه | پرسیدن | ||||||
| بن ماضی | پرسید | ||||||
| بن مضارع | پرس | ||||||
| شخص | مفرد | جمع | |||||
| اول شخص | دوم شخص | سوم شخص | اول شخص | دوم شخص | سوم شخص | ||
| گذشته | من | تو | او/آن | ما | شما | آنها/ایشان | |
| ساده | پرسیدم | پرسیدی | پرسید | پرسیدیم | پرسیدید | پرسیدند | |
| استمراری | میپرسیدم | میپرسیدی | میپرسید | میپرسیدیم | میپرسیدید | میپرسیدند | |
| کامل | پرسیدهبودم | پرسیدهبودی | پرسیدهبود | پرسیدهبودیم | پرسیدهبودید | پرسیدهبودند | |
| التزامی | پرسیدهباشم | پرسیدهباشی | پرسیدهباشد | پرسیدهباشیم | پرسیدهباشید | پرسیدهباشند | |
| مستمر | داشتم میپرسیدم | داشتی میپرسیدی | داشت میپرسید | داشتیم میپرسیدیم | داشتید میپرسیدید | داشتند میپرسیدند | |
| حال | من | تو | او/آن | ما | شما | آنها/ایشان | |
| ساده | پرسم | پرسی | پرسد | پرسیم | پرسید | پرسند | |
| استمراری | میپرسم | میپرسی | میپرسد | میپرسیم | میپرسید | میپرسند | |
| کامل | پرسیدهام | پرسیدهای | پرسیدهاست/پرسیده | پرسیدهایم | پرسیدهاید | پرسیدهاند | |
| ملموس | دارم میپرسم | داری میپرسی | دارد میپرسد | داریم میپرسیم | دارید میپرسید | دارند میپرسند | |
| التزامی | بپرسم | بپرسی | بپرسد | بپرسیم | بپرسید | بپرسند | |
| آینده | من | تو | او/آن | ما | شما | آنها/ایشان | |
| خواهم پرسید | خواهی پرسید | خواهد پرسید | خواهیم پرسید | خواهید پرسید | خواهند پرسید | ||
| دستوری | - | تو | - | شما | - | ||
| امر | بپرس | بپرسید | |||||
| نهی | نپرس | نپرسید | |||||
[ویرایش] آوایش
[porsidan]
[ویرایش] برگردانها
- ایتالیایی
[ویرایش] فعل
[ویرایش] فعل
- انگلیسی
- targe