پرماسیدن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(پَ دَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. دست مالیدن به چیزی.
  2. یازیدن، دراز کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. parmăsidan

[ویرایش] کارواژه

  1. تماس گرفتن

[ویرایش] واژه‌های مشتق‌شده

پرماسه،

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
touch
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار