پر کردن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] فارسی

(پُ. کَ دَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. انباشتن، لبریز کر دن.
  2. بسیار انجام دادن.

(عا.)

  1. تحریک کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار