پشک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(پَ)

[ویرایش] اسم

  1. موی مج

[ویرایش] عدد

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(پِ یا پُ)

  1. پشکل، سرگین گاو و گوسفند و شتر و بز و مانند آن.
  2. قرعه‌ای که چند نفر در میان خود برای تقسیم اسباب و اشیاء یا انجام کاری بیندازند.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(پَ شَ)

[ویرایش] اسم

  1. شبنم، ژاله.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
sortition
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر