پی

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

هم (پِ یِ هَ)

(ق مر.)

  1. پی درپی، پشت سر هم.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(پِ)

اسم[ویرایش]

  1. عصب، رشته سفید رنگ و سختی در بدن انسان و حیوان.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(پَ یا پِ)

  1. پا، قدم، گام.
  2. فاصلة میان دو کف پا هنگام راه رفتن.
  3. بنیاد.
  4. نشان پا، ردُ پا.
  5. تاب، توان.
  6. مقدار کف پا.
  7. عقب،

پسوند[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. سیزدهمین حرف الفبای یونانی (~)
  1. و آن نمایندة ستاره‌های قدر شانزدهم

استعاره[ویرایش]

  1. نسبت میان محیط دایره با قطر آن که تقریباً مساوی ۳٫۱۴ است

استعاره[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:bed
ایتالیایی

اسم[ویرایش]

pista

انگلیسی
substratum