پیر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

[ویرایش] اسم

  1. سالخورده.
  2. مراد، مرشد.
  3. دانا، خردمند. ؛ ~ ِ کسی در آمدن متحمل رنج فراوان شدن. ؛ ~ ِ کسی را در آوردن کسی را به سختی اذیت کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] صفت

[ویرایش] آوایش

[pir]

[ویرایش] برگردان‌ها

  • اسب پیر

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگلیسی:nag
ایتالیایی

[ویرایش] صفت

vecchio

[ویرایش] صفت

anziano

انگلیسی
worm eaten
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر