چانه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(نِ)

[ویرایش] اسم

  1. استخوان زنخ، فک اسفل. ؛~ خود را خسته کردن حرف‌های بی نتیجه زدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. گلولة خمیر شده ؛ چونه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. سخن منثور؛ م

[ویرایش] قید

  1. چامه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. چانه

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

mento

انگلیسی
haggle
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر