چپ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(چَ)

صفت[ویرایش]

قید[ویرایش]

  1. کج، نار

استعاره[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. واژگون.
  2. لوچ، دو بین.
  3. کسی که با دست چپ کار می‌کند.

اسم[ویرایش]

  1. طرف چپ.
  2. اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرام‌های سیاسی خود خواستار دگرگونی‌ها و تحولات انقلابی و تند می‌باشند. این اصطلاح از انقلاب فرانسه گرفته شده‌است چون در مجمع ملی آن نمایندگان انقلابی تندرو در طرف چپ و محافظه کارها در طرف راست می‌نشستند. ؛~ افتادن با کسی کنایه از: با کسی بد شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
squint