چپ
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
(چَ)
[ویرایش] صفت
[ویرایش] قید
- کج، نار
[ویرایش] استعاره
[ویرایش] صفت
- واژگون.
- لوچ، دو بین.
- کسی که با دست چپ کار میکند.
[ویرایش] اسم
- طرف چپ.
- اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرامهای سیاسی خود خواستار دگرگونیها و تحولات انقلابی و تند میباشند. این اصطلاح از انقلاب فرانسه گرفته شدهاست چون در مجمع ملی آن نمایندگان انقلابی تندرو در طرف چپ و محافظه کارها در طرف راست مینشستند. ؛~ افتادن با کسی کنایه از: با کسی بد شدن.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] برگردانها
- انگلیسی
- squint
- left
- awry
- askew
- askance
- squinter eye
- squint eye
- soiuthpaw
- sinistrorse
- sinistrorsal
- levorotatory
- levorotation
- levorotary
- levo
- leftist
- leftism
- left handed
- left hand side
- leer
- larboard
- gauche
- cross eyed
- cockeye
- strabismus
- sinistral
- leftmost
- left heart
- left hander
- left hand
- haw
- goggle
- backstitch
- ring finger
- left wing
- left shift
- featherstitch
- capacole
- aport
- left justify
- left justified
- herring bone
- bend sinister
- purl stitch
- antistrophe