کار
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] اسم
- آن چه از شخصی یا شیئی صادر شود، آن چه که کرده شود، فعل، عمل.
- پیشه، شغل.
- سعی و جهد.
- رزم، جنگ.
- کشت، زراعت.
- مسئولیت، وظیفه.
- گرفتاری، دشوا
[ویرایش] ریشه
- وضعیت، حال.
- حادثه، پیشامد.
- صنعت، هنر.
- ممارست، اشتغال، تمرین.
- بنا، ساختمان.
- مرگ، موت.
- وسیلة معیشت، معاش.
[ویرایش] پسوند
- الف - چون به آخر اسم معنی پیوندد صیغة مبالغه سازد: ستمکار، گناهکار. ب - چون به اسم ذات و معنی پیوندد صیغة شغل سازد: خدمتکار، آتشکار. ؛ ~بیخ پیدا کردن کنایه از: بدتر یا وخیم تر شدن. ؛ ~به جای باریک کشیدن کنایه از: سخت یا خطرناک شدن اوضا
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
- ~تراشیدن کنایه از: تولید زحمت کردن. ؛ ~ حضرت فیل کنایه از: بسیار دشوار.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
و بار (رُ)
[ویرایش] اسم مرکب
- مشغولیت، معامله، شغل، کسب.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] صفت فاعلی
- در ترکیب به معنی کارنده و کشت کننده آید: برنج کار، گلکار.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
| این سرواژه نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
[ویرایش] اسم
[ویرایش] برگردانها
- آلمانی: -----
- اسپانیایی: -----
- انگلیسی:work, job, labor
- ایتالیایی: -----
- پرتغالی: -----
- روسی: -----
- فرانسوی:travail fr
[ویرایش] همخانواده
[ویرایش] پیشوندی
- کارآفرین
- کارآموز
- کارآمد
- کارانه
- کارخانه
- کارفرما
- کارگاه
- کارگر
- کارگزار
- کارگزاری
- کارمزد
- کارمند
- کارورز
- کارورزی
- کاری
[ویرایش] پسوندی
- ایتالیایی
[ویرایش] اسم
[ویرایش] اسم
- انگلیسی
- workmanship
- work
- vocation
- thing
- shebang
- service
- proposition
- ploy
- opus
- office
- labour
- laboring
- labor
- kettle of fish
- karma
- job
- function
- fist
- duty
- deed
- avocation
- appointment
- affair
- activity
- action
- act
- worktable
- workroom
- workmen's compensation insurance
- working storage
- working space
- working paper
- working day
- working asset
- working area
- working
- workhouse
- workday
- workable
- work of art
- work load
- work force
- work flow
- work day
- work camp
- work bench
- woodcutter
- wood carver
- wonderwork
- wicked
- wencher
- waxer
- wasteful
- wariness
- warily
- wage
- villain
- veteran
- upright
- untoward
- unprofessional
- tyro
- turner
- training school
- trainee
- tiro
- tinny
- throughput
- termer
- tenderfoot
- taskwork
- task
- tackle
- synergy
- swink
- stuffy
- strapper
- stick in the mud
- steelowrker
- standpat
- specialist
- slopworker
- sit in
- sinker
- silversmith
- silverer
- shift
- setting
- serviceman
- service charge
- self operative
- self operating
- self indulgent
- self driven
- self administered
- self acting
- secretive
- second hand
- scrimshaw
- screwer