کارد
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] اسم
- ابزاری مرکب از یک لبة تیز و یک دسته که برای بریدن به کار رود، چاقو. ؛~به استخوان کسی رسیدن کنایه از: وضع بسیار سختی داشتن. ؛ مثل ~ُ پنیر بودن کنایه از: سخت مخالف و دشمن یکدیگر بودن.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] اسم
- کارد
- آلت برٌنده ای از آهن که دارای تیغه و دسته است. چاقو.
[ویرایش] برگردانها
برگردانها
[ویرایش] مترادفها
- چاقو
[ویرایش] ضرب المثل
- کارد از گوشت گذشتن.
- کارد به استخوان رسیدن.
- کاردش بزنی خونش در نمی آید: نهایت خشمگین است.
- کارد مطبخ است:بهمه کاری می خورد.
- کارد و پنیر بودن:سخت دشمن یکدیگر بودن.
- ایتالیایی
[ویرایش] اسم
[ویرایش] اسم
- انگلیسی
- stiletto