کرم

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(کَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی


[ویرایش] اسم

  1. تاک، رز.

[ویرایش] جمع

  1. کروم.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کِ رِ)

  1. رنگ سفید مایل به زردی، نخودی رنگ.

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. ماده‌ای خمیری شکل جهت مراقبت از پوست.
  2. نوعی خمیر نرم جهت تهیه انواع شیرینی و غذا.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کَ رَ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

(اِم

  1. گروهی از بی مهره گان هستند که در لای و لجن و آب راکد و میوه پدید می‌آیند. اکثراً بدن نرم و برهنه و دراز دارند. مهم ترین انواع آن‌ها عبارتند از: کرم‌های پهن، کرم‌های حلقوی، کرم‌های لوله‌ای. ~ ؛ ~داشتن الف - دارای کرم بودن. ب - موذی بودن، دنبال دردسر بودن. ؛ ~ریختن تحریک کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] صفت

  1. جوانمردی، سخاوت.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کِ)

[ویرایش] اسم

  • جانور:کرم

[ویرایش] آوایش

[kerm]

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

crema

[ویرایش] اسم

verme

انگلیسی
worm
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر