کله

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(کِ لَّ)


محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. کلة


[ویرایش] اسم

  1. روپوش، پشه بند، سایبان،

[ویرایش] جمع

  1. کِلَل.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کَ یا کِ لِ)

  1. بخیه کردن خیاط جامه را.
  2. هر مرتبه‌ای که سوزن را بر جامه فرو برند و برآرند.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کَ لِ)

  1. اجا
  1. شرم مرد، ذکر.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کَ لَّ یا لُِ)

  1. سر، رأس (اعم از انسان یا حیوان)
  1. هر چیز گرد.
  2. هوش، عقل.
  3. جمجمه (جانوری)
  1. ویژگی آجری که از عرض چیده شده باشد ؛ ~ی کسی بوی قرمه سبزی دادن کنایه از: توقعات و انتظارات فزون تر از حد خود در سر پروراندن، داخل سیاست شدن و سخنان ضد حکومت گفتن. ؛ ~ی کسی گرم شدن کنایه از: مست شدن. ؛پس ~ی کسی زدن کنایه از: کسی را به کاری واداشتن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کَ لَ یا لِ)

  1. رخساره، روی، چهره.
  2. گوی که در وقت خندیدن بر دو طرف روی پیدا شود.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کُ لَ هْ)

[ویرایش] قید

  1. دیگدان.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کُ لَ یا لِ)

[ویرایش] صفت

  1. کوتاه، ناق
  1. بی دم، بی دسته.

[ویرایش] اسم

  1. مخفف کلاه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگلیسی:poll
انگلیسی
pate
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر