کوره

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

راه (~.)

اسم مرکب[ویرایش]

  1. راه باریک و ناهموار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ده (~. دِ)

  1. ده کم جمعیت که چندان آبادی نداشته باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(رِ)

اسم[ویرایش]

  1. بخش، قسمتی از مملکت. خره و خوره هم گفته می‌شود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم[ویرایش]

  1. آتشدان، تنور، اجاق سرپوشیده. ؛از ~ دررفتن کنایه از: سخت خشمگین شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. oven

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
stove