گران

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(گِ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

  1. سنگین، ثقیل.
  2. پربها.
  3. بسیار، بی شمار.
  4. سنگینی، سنگینی غم.
  5. ناگوار، ناپسند.
  6. طاقت فرسا، مشکل.
  7. عظیم، بزرگ.
  8. مؤثر، کا

[ویرایش] ریشه

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

شدن (~. شُ دَ)

[ویرایش] مصدر لازم

  1. سنگین شدن، وزین شدن.
  2. بالا رفتن نرخ.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

سنگی (~. سَ) (ح

[ویرایش] اسم مصدر

  1. سنگینی، وقار.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] صفت

  1. سنگین
  2. دارای قیمت و هزینه بالا

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی: expensive ایتالیایی: caro

ایتالیایی

[ویرایش] صفت

caro

[ویرایش] صفت

costoso

انگلیسی
sumptuous
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر