گرفت

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(گِ رِ) (م

[ویرایش] صفت مرکب

  1. مؤاخذه، ایراد.
  2. گرفتن، اخذ.
  3. غرامت، تاوان.
  4. خسوف، کسوف.
  5. گرفتا

[ویرایش] ریشه

  1. جرم، جنایت.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
eclipse
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار