گریستن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(گِ تَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] مصدر لازم

  1. گریه کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] فعل

  1. گریستن
  2. ادبی معیار:
او می‌گرید. (کاربرد کمتر از گریه کردن)
  1. گویش:
  1.  ::آدمو داره می‌گِربه.

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
weep
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر