گشتن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(گَ تَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر لازم[ویرایش]

  1. دور زدن، گردیدن.
  2. تغییر کردن.
  3. شدن.
  4. جستجو کردن.
  5. گردش، سیر کردن.
  6. چرخیدن، دور زدن.
  7. مراجعت کردن.
  8. جنگ کردن، مبارزه کردن،
  9. انتقال یافتن، رسیدن.
  10. زایل شدن، غروب کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
turn