گوش

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(گُ)

[ویرایش] اسم

  1. در آیین زردشتی، ایزد نگهبان چارپایان ؛ و نام روز چهاردهم از هر ماه خورشیدی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
  1. عضو شنوایی.
  2. گوشه، زاویه. ؛ ~از چیزی گرفتن آن چیز را ترک کردن، به آن چیز بی توجهی کردن. ؛ ~ کسی بدهکار نبودن کنایه از: به حرف دیگران توجهی نکردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معینگوش (جمع گوش‌ها)
  1. گوش

[ویرایش] آوایش

[ɡuːʃ]

[ویرایش] برگردان‌ها


ایتالیایی

[ویرایش] اسم

orecchio

انگلیسی
ear
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر