یخ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(یَ)

محتویات

[ویرایش] اوستایی

[ویرایش] اسم

  1. آبی که از سرما جامد شده باشد. ؛ ~ کسی نگرفتن کنایه از: الف - موفق نشدن. ب - مورد توجه قرار نگرفتن. ؛ ~کسی گرفتن کنایه از: کار او رونق گرفتن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] اسم

  1. یخ

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

gelo

[ویرایش] اسم

ghiaccio

انگلیسی
ice
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر