abandon

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] انگلیسی

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] فعل

to abandon (سوم شخص مفرد حال ساده abandons، صفت فاعلی abandoning، گذشته ساده و اسم مفعولی abandoned)

  1. (با مفعول) رها کردن کنترل چیزی، واگذار کردن، تسلیم شدن، دست کشیدن
  2. (با مفعول) ترک کردن، کسی را تنها رها کردن، پشت سر گذاشتن.
    Many baby girls have been abandoned on the streets of Beijing everyday.
    روزانه بسیاری از نوزادان چینی در خیابان‌های پکن سر راه گذاشته می‌شوند.
  3. (کم کاربرد، با مفعول) اخراج کردن، بیرون کردن، خارج کردن، افکندن
  4. چشم پوشی از ادعای مالکیت چیزی در برابر بیمه کننده.
[ویرایش] هم معنی
[ویرایش] عبارت‌های گرفته شده
[ویرایش] عبارت‌های مرتبط
[ویرایش] برگردان در دیگر زبان‌ها






[ویرایش] اسم

abandon (جمع abandons)

  1. رها کردن همه چیز و پیوستن به جهان طبیعت، آزادی از بندهای زندگی ماشینی و ابزارهای ساخت انسان، آسودگی، بی بند و باری
[ویرایش] هم معنی
[ویرایش] ترجمه‌ها

[ویرایش] قید

abandon (نسبی more abandon, عالی most abandon)

  1. (منسوخ, غیر قابل مقایسه) با آزادی، به تمامی.

[ویرایش] فرانسوی

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] اسم

abandon مذکر (جمع abandons)

  1. واگذاری، رها سازی
  2. رها سازی، ترک
  3. (ناشمردنی) نادیده گیری (به طور کامل)، صرف نظر

[ویرایش] عبارت‌های گرفته شده

[ویرایش] رومانیایی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

از واژهٔ فرانسوی abandon

[ویرایش] اسم

الگو:ro-noun

  1. واگذاری، رها کردن، صرف نظر
  2. ادامه ندادن (یک رفتار، عادت و ...)
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر