accident
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] انگلیسی
| ویکیپدیا مقالهای دربارهٔ حادثه دارد |
[ویرایش] ریشهشناسی
گرفته شده از انگلیسی میانه، از واژهٔ accident فرانسوی باستان، از accidēns در لاتین
[ویرایش] آوایش
[ویرایش] اسم
accident (شمردنی و ناشمردنی؛ جمع accidents)
- دشامد، حادثه، سانحه، رویداد
- رویداد بد پیش بینی نشده که بعدا باعث رنج کشیدن میشود.
- to die by an accident
- مرگ در اثر یک حادثه
- to die by an accident
- آنچه از روی بخت روی میدهد، رویداد شانسی.
- (ناشمردنی) بخت، شانس.
- (در ترابری) رویداد ناخواسته مانند برخورد با یک وسیلهٔ دیگر که باعث مرگ یا آسیب (خسارت) شود.
- There was a huge accident on I5 involving 16 automobiles.
- در جادهٔ I5 یک تصادف بزرگ روی داده و ۱۶ خودرو در آن درگیر است.
- My insurance is expensive now, mostly because of those two accidents.
- بیمهٔ من در حال حاضر بسیار گران است بویژه به خاطر آن دو سانحه.
- There was a huge accident on I5 involving 16 automobiles.
- دارایی، حقیقت یا رابطهای که بدون آنکه در آن نقش داشته باشیم از آن برخورداریم.
- Beauty is an accident.
- زیبایی یک اتفاق است.
- Beauty is an accident.
- (در زبان مودبانه) در مورد بیان بی اختیاری ادرار، یا بی اختیار بودن در کنترل خود.
- (در زبان مودبانه) بارداری ناخواسته
- (فلسفه و منطق) کیفیت یا چگونگی، آنچه باعث پیدایش تفاوت میان مواد یا رویدادها میشود، مانند: نرمی، شیرینی، دلپذیری
- 1902, William James, The Varieties of Religious Experience, Folio Society 2008, p. 171:
- If they went through their growth-crisis in other faiths and other countries, although the essence of the change would be the same [...], its accidents would be different.
- 1902, William James, The Varieties of Religious Experience, Folio Society 2008, p. 171:
- (دستور زبان) ویژگی همراه با یک واژه که برای آن رکن اصلی نیست مانند: جنسیت، شُمار و...
- (زمین شناسی) شکست نامنظم در یک سطح بدون آنکه دلیل روشنی داشته باشد.
- (w:fa:آرمشناسی) نکته یا علامت روی w:fa:نشان خانوادگی که ممکن است بازسازی یا حذف شده باشد.
- (قانون) دخالتهای پیش بینی نشده، خارج از محاسبات. (casus)
- (نظامی) یک رویداد از پیش برنامه ریزی نشده که باعث زخمی شدن یا مرگ افراد شود، زخمی شدن افراد یا خسارت دیدن از سوی دشمن یا نیروهای یورش برنده،
- (ناشمردنی) (کم کاربرد، فلسفه) بروز، خود را نشان دادن، آشکاری.
[ویرایش] هم معنی
[ویرایش] عبارتهای گرفته شده
گرفته شده از accident
[ویرایش] عبارتهای مرتبط
[ویرایش] فرانسوی
[ویرایش] اسم
accident مذکر