ambient
از ویکیواژه
محتویات |
انگلیسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
گرفته شده از واژهٔ لاتین ambiens («به اطراف سر زدن») آمده از ambiō («اطراف را ببین»)
آوایش [ویرایش]
صفت [ویرایش]
ambient (نسبی more ambient, عالی most ambient)
- پیرامونی، دور و بری، محیطی
- A cup of tea eventually cools to the ambient temperature.
- یک فنجان قهوه کم کم در برابر دمای پیرامونی سرد میشود (با محیط هم دما میشود).
- “Ambient Intelligence” represents an intelligent environment of computing nodes.
- A cup of tea eventually cools to the ambient temperature.
- (موسیقی) ایجاد کنندهٔ یک محیط آرام و احساسی از راه موسیقی.
برگردان در دیگر زبانها [ویرایش]
پیرامونی، دربرگیرندهٔ محیط پیرامون
|
|
موسیقی: گونهای موسیقی آرام (کُند) و آرامش بخش
|
|
اسم [ویرایش]
ambient (جمع ambients)
- پیرامون، محیط.
- (موسیقی، ناشمردنی) موسیقی امبینت، گونهای موسیقی که در آن پیش از آنکه به ترانهسُرایی و آهنگسازی اهمیت داده شود به عنصر «تکرار» و یکپارچگی بافت صداها توجه میشود، گونهای موسیقی آرام (کُند) و آرامش بخش.
- (طالع بینی) اتمسفر، آنچه ما را دربر گرفتهاست مانند هوا یا آسمان، (به صورت جمع): مجموعهٔ اجزای سازندهٔ فضای پیرامون ما مانند: هوا، ابرها، بخار آب و...
- 1662 Thomas Salusbury, Galileo's Dialogue Concerning the Two Chief World Systems (Dialogue 2):
- It might be also, that attracted by that great void Vacuum... all the ambients would be rarified, and particularly, the air.
- 1662 Thomas Salusbury, Galileo's Dialogue Concerning the Two Chief World Systems (Dialogue 2):
هممعنی [ویرایش]
- (موسیقی): chillout و ambient music
برگردان در دیگر زبانها [ویرایش]
پیرامون
|
گونهای موسیقی امروزی
|
منبع [ویرایش]
- فرهنگ انگلیسی آکسفورد چاپ دوم، ۱۹۸۹
- واژهٔ ambient در The Century Dictionary, The Century Co. , New York, 1911
- واژهٔ ambient در Webster’s Revised Unabridged Dictionary, G. & C. Merriam, 1913
لاتین [ویرایش]
فعل [ویرایش]
ambient
- ۳ الگو:conjugation tag p الگو:conjugation tag fut معلوم اخباری ambiō