beginning
از ویکیواژه
محتویات |
انگلیسی [ویرایش]
دیگر شکلها [ویرایش]
- (بدون کاربرد)
ریشهشناسی [ویرایش]
اسم فعل واژهٔ begin
آوایش [ویرایش]
اسم [ویرایش]
beginning (شمردنی و ناشمردنی؛ جمع beginnings)
- (ناشمردنی) آغاز (کاری یا چیزی)
، شروع یا ابتدای یک حالت یا یک بازه از زمان. ورود به یک جریان یا دوره، نخستین بخش از یک زنجیره
- برای شروع، به صورت مقدماتی
- منشأ اصلی، سرچشمهٔ یک مساله، آنچه نخستین عامل روی دادن یا بوجود آمدن چیزی شد.
- در آغاز، در شروع، بخش نخست چیزی که دارای درازا یا مدت باشد:
- The author describes the protagonist's youth in the beginning of the story
- نویسنده در آغاز داستان، دورانی جوانی نقش اصلی را توصیف می کند.
- The author describes the protagonist's youth in the beginning of the story
هممعنی [ویرایش]
- (آغاز، ورود به کاری)
- (مقدماتی، برای شروع)
- (سرچشمه، عامل نخست، منشأ اصلی)
- (بخش نخست از چیزی که دارای درازا یا مدت است)
عبارتهای گرفته شده [ویرایش]
برگردان در دیگر زبانها [ویرایش]
آغاز
فارسی [ویرایش]ریشهشناسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
|
ریشهشناسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
|
برای شروع، در آغاز
ریشهشناسی [ویرایش]
|
ریشهشناسی [ویرایش]
|
سرچشمه، منشأ
ریشهشناسی [ویرایش]
, սկզբնապատճառ hy(hy) (skzbnapatč̣ar) |
ریشهشناسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
|
بخش آغازین
ریشهشناسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
|
ریشهشناسی [ویرایش]
|
فعل [ویرایش]
- beginning
- حال استمراری begin.
- He is beginning to read a new book.
- او یک کتاب تازه را آغاز کرده است.
- He is beginning to read a new book.
برگردان در دیگر زبانها [ویرایش]
برگردانها
|
|
صفت [ویرایش]
beginning (مقایسهای نیست)
- (غیررسمی) آغازین، آغاز، نخست، اول، بخش نخست یا آغازین چیزی که دارای درازا یا مدت باشد.
- in the beginning paragraph of the chapter
- در بند آغازین فصل
- in the beginning section of the course
- در بخش نخست دوره ی آموزشی
- in the beginning paragraph of the chapter