prompt
محتویات |
انگلیسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
از prompt در فرانسوی میانه، از promptus در لاتین (به معنی: «قابل دید، آشکار، نشانه و شاهد، در دسترس، آماده، سریع، متمایل، مستعد») حال کامل یا صفت مفعولی promere (به معنی: «روشن کردن»، به پیش آوردن، بیرون آوردن، تولید کردن») ، ساخته شده از pro (پیش، رو به جلو) + emere (برداشتن، اندوختن، خریدن)
آوایش [ویرایش]
صفت [ویرایش]
prompt (نسبی more prompt, عالی most prompt)
- آماده، خواهان انجام کار
- 1623, William Shakespeare, Antony & Cleopatra, III.8:
- Tell him, I am prompt To lay my Crowne at's feete, and there to kneele.
- سریع، انجام کار بدون دیرکرد
- He was very prompt at getting a new job.
- او در پیدا کردن کار تازه خیلی سریع عمل کرد.
- He was very prompt at getting a new job.
- سروقت، طبق برنامه ریزی، وقت شناس
- Be prompt for your appointment.
- برای قرارت، وقت شناس باش
- Be prompt for your appointment.
عبارتهای گرفته شده [ویرایش]
برگردان در دیگر زبانها [ویرایش]
|
|
اسم [ویرایش]
prompt (جمع prompts)
- چیزی که نشان میدهد کی و کجا یک پاسخ مناسب است.
- I filled in my name where the prompt appeared on the computer screen but my account wasn't recognized.
- من اسمم را روی صفحهٔ نمایش رایانه در جایی که به نظر مناسب بود پر کردم اما حساب کاربری ام شناخته نشد.
- I filled in my name where the prompt appeared on the computer screen but my account wasn't recognized.
- (در نویسندگی)
پیشنهادی که در مورد گرایش یا القای مطلبی به یک مولف میشود.
فعل [ویرایش]
to prompt (سوم شخص مفرد حال ساده prompts، صفت فاعلی prompting، گذشته ساده و اسم مفعولی prompted)
- هدایت کسی به این سمت که چه باید بگوید یا چه باید انجام دهد.
- I prompted him to get a new job.
- او را ترقیب کردم که یک کار تازه دست و پا کند.
- I prompted him to get a new job.
- (در تلویزیون و تئاتر)
- : اینکه به یک هنرپیشه یا یک فرد بگوییم که باید چه بگوید یا چگونه بازی کند.
- If he forgets his words I will prompt him.
- اگر جملههایش را فراموش کرد من به او میگویم.
- If he forgets his words I will prompt him.
برگردان در دیگر زبانها [ویرایش]
|
پیوند به بیرون [ویرایش]
- واژهٔ prompt در Webster’s Revised Unabridged Dictionary منتشر شده توسط G. & C. Merriam در ۱۹۱۳
فارسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
- [[* واژهٔ [۱]] و dictionary.com/nph
- واژهٔ prompt در OneLook Dictionary Search
همچنین ببینید [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
- [[* واژهٔ [۲]] و [[ordbok.uio.no/perl/ordbok.cgi?OPPprompt&beggeS%C3%B8k%20i%20begge%20ordb%C3%B8kene&ordbokbokmaal&sn&alfabeto& prompt] در The Bokmål Dictionary / The Nynorsk Dictionary – Dokumentasjonsprosjektet]]
- واژهٔ prompt در The Ordnett Dictionary
فرانسوی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
وام گرفته شده از لاتین، promptus
آوایش [ویرایش]
صفت [ویرایش]
prompt مذکر (مونث prompte، مذکر جمع prompts، مونث جمع promptes)
- سریع، تردست، چابک، برابر خود واژهٔ prompt در انگلیسی
نروژی [ویرایش]
ترکیبهای جایگزین [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
گرفته شده از زبان فرانسوی، از لاتین از واژهٔ promere («بیرون آوردن»)
قید [ویرایش]
prompt
- به سرعت و سر وقت بودن
صفت [ویرایش]
prompt (مذکر prompt; مونث prompt; خنثی prompt; جمع prompt; صفت نسبی mer prompt; صفت عالی mest prompt)
- سریع و وقت شناس، برابر خود واژهٔ prompt در انگلیسی
منابع [ویرایش]
- صفتهای انگلیسی
- واژههای انگلیسی گرفته شده از لاتین
- اسمهای انگلیسی
- فعلهای انگلیسی
- عبارتهای انگلیسی گرفته شده از فرانسوی میانه
- انگلیسی:نویسندگی
- انگلیسی:هنر نمایش
- عبارتهای نروژی گرفته شده از فرانسوی
- عبارتهای نروژی گرفته شده از لاتین
- قیدهای نروژی
- صفتهای نروژی
- صفتهای فرانسوی
- عبارتهای فرانسوی گرفته شده از لاتین
- نروژى adverbs
- Norwegian adjectives