train

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] انگلیسی

[ویرایش] فعل

  1. سلسله وقایع فرهیختن

[ویرایش] فرانسوی

[ویرایش] اسم

train مذکر (جمع trains)

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر