آبیکاری
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /آبی/کاری/
حاصل مصدر
[ویرایش]آبیکاری
- (کشاورزی): زراعت و کِشت با آب؛ در مقابل کِشت دیم.
- حوزه: [مهندسی مواد و متالورژی]: قرار دادن سطح زنگار زدایی شده آلیاژ آهنی در معرض هوا یا بخار آب، یا مواد دیگر در دمای مناسب و درنتیجه تشکیل لایه آبی رنگ اکسیدی نازک در سطح آن که شکل ظاهری آن را بهبود میدهد و بر مقاومت آن در برابر خوردگی میافزاید.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن
«آبیکاری» همارزِ «blueing/ bluing»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر غلامعلی حدادعادل، دفتر هفتم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۹۴-۸