پرش به محتوا

آی

از ویکی‌واژه

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • زبان معیار باستان

آوایش[ویرایش]

  • /آی/

حرف ندا[ویرایش]

آی (گفتگو)

  1. بن مضارعِ آمدن.
  2. نشانه ندا است. ای.
  3. برای نشان دادن درد به‌کار می‌رود.
  4. کلمه‌ای است نشانه حسرت و دریغ.
    آی چرا زودتر به من نگفتی تا یک فکری بکنم.

کهن واژه[ویرایش]

  1. آی که در زبان های آذری و ترکمنی به معنی ماه می باشد، دارای ریشه پارسی پهلوی است و کوتاه شده واژی پارسی پهلوی "آییشم" است که به همان معنی "ماه" می باشد. از این رو، آی و آییشم واژگان پارسی پهلوی هستند. بهتر است که خواننده گرامی واژه آییشم را در دیکشنری هوشمند مک کنزی یا واژه نامه نایبرگ جستجو کند.

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]