پرش به محتوا

ابداع

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِبداع/

اسم مصدر

[ویرایش]

ابداع

  1. ایجاد چیزی نو؛ نوآوری. نو آوردن، نو پیدا کردن، ایجاد، اختراع.
  2. آفرینش، خلقت.
  3. (فلسفه قدیم): ایجاد اشیا از سوی خداوند که مسبوق به ماده و زمان نباشد. نیز احداث.
  4. (ادبی): در بدیع، آوردن چند صنعت بدیعی در یک بیت یا عبارت مانند این بیت: تا نسوزد برنیاید بوی عود/ پخته داند کاین سخن با خام نیست. «سعدی»
  5. شعر نو گفتن، به طرز نو شعر سرودن.
  6. کند شدن مرکب در رفتار، درماندن.

برگردان‌ها

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین