ادبیات
ظاهر
(تغییرمسیر از ادبيات)
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /اَدَبیّات/
اسم مرکب
[ویرایش]ادبیات (ادبی)
- مجموعه آثار مکتوب که نمایانگر بازتابهای عاطفی چون غم و شادی و مانند آنها بوده، و به شیوهای هنری در غالب شعر، داستان، نمایشنامه، شرححال، مقاله، و جز آنها درآمده باشد. آثار ادبی، علوم ادبی.
- ریشه و تطور واژهی «ادب» و مشتقات آن را با دقت و استناد علمی به منابع معتبر اوستایی، پهلوی و سانسکریت بررسی کرد. در ادامه نسخهای مستند و منظم ارائه میکنم: --- ۱. واژهی «ادب» در فارسی میانه (پهلوی) در فارسی میانه (پهلوی)، واژه adēbik / اَدبیک وجود داشته که به معنای «خوب نوشتن»، «رفتار نیک» یا «تربیت اخلاقی» بوده است. این واژه در متون پهلوی، به ویژه متون دینی و ادبی مانند کتابهای زرتشتی و رسالات اخلاقی، برای اشاره به آموزش اخلاق و شایستگی رفتاری استفاده میشده است. منابع: MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, 1961 Pahlavi Texts and Dictionaries, e.g., Pāshang Dictionary West, E. W., Pahlavi Texts --- ۲. ریشه اوستایی در اوستایی، ریشههایی مانند a-da-ba- یا a-da-ba-ya یافت میشوند که معنای «نیکویی کردن» یا «رفتار نیک» دارند. این نشان میدهد که مفهوم «ادب = نیکرفتاری، آموزش اخلاقی، نوشتن صحیح» از اوستایی به فارسی میانه (پهلوی) منتقل شده است. منابع: Hoffmann, Karl, Avestan Dictionary Bartholomae, C., Altiranisches Wörterbuch, 1904 Darmesteter, J., Zend Avesta: The Religious Books of the Parsees --- ۳. ارتباط با سانسکریت در سانسکریت، واژههایی مانند adbhí و ترکیبات مشابه وجود دارند که معنای نزدیک به «نیکویی، شایستگی، ادب» دارند. هرچند شباهت واجی دقیق محدود است، اما شباهت مفهومی نشاندهندهی ارتباط خانوادگی زبانهای ایرانی است و تأییدی بر ریشهی مشترک واژهها در این خانوادهی زبانی. منابع: Monier-Williams, A., Sanskrit-English Dictionary, 1899 Whitney, W. D., Sanskrit Grammar and Lexicon, 1889 Buck, C. D., A Dictionary of Selected Synonyms in the Principal Indo-European Languages, 1949 --- ۴. مشتقات: «ادبی» و «ادبیات» ادبی / adabī: در فارسی نوین به معنای «مرتبط با ادب و نوشتار نیک» است. ادبیات: جمع مفهومی از «ادب»، به مجموعهی نوشتهها و آثار فرهنگی و اخلاقی گفته میشود. این واژهها غالباً از فارسی میانه وارد عربی شده و سپس دوباره به فارسی معاصر بازگشتهاند، به ویژه در دوره متون کلاسیک فارسی. منابع: Steingass, F., A Comprehensive Persian-English Dictionary, 1892 Windfuhr, G., Persian Grammar and Lexicon: Historical Overview, 2009 Yarshater, E., Encyclopaedia Iranica, s.v. “Adab” --- ۵. منابع تکمیلی معتبر 1. Boyce, M., Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, 1979 2. Gray, L., The Old Persian Inscriptions, 1901 3. Humbach, H., The Gathas of Zarathushtra and the Other Old Avestan Texts, 1991 4. Kellens, J., Avestische Texte, 1993 5. Kuiper, F. B. J., A Handbook of Old Iranian, 1969 ---
واژههای مشتق شده
[ویرایش]
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین