پرش به محتوا

از هم گسسته

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /از/هم/گُسَسته/

صفت

[ویرایش]

ازهم‌گسسته (مجاز)

  1. از هم پاشیده.
    شاید بتواند این محبت از هم گسسته را بوسیله بچه‌اش دوباره جوش بدهد. «صادق هدایت»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن