پرش به محتوا

اسباب دست

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَسبابِ/دست/

اسم مرکب

[ویرایش]

اسباب‌دست (گفتگو)

  1. (مجاز): آلت، آلت دست.
    گمان می‌کنید که متمدن شده‌اید ... اما اسباب دست نسناس شده‌اید. «صادق هدایت»

واژه‌های مستق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن