پرش به محتوا

اسب‌تاز

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَسب/تازه/

صفت

[ویرایش]

اسب‌تاز (قدیم)

  1. تازنده اسب، سوارکار.
    به فلان قلدر اسب‌تاز ... تیرانداز ... تکلیف منشی‌باشی‌گری بشود. «حسین غفاری»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن