استاد دار
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /اُستاد/دار/
اسم مرکب
[ویرایش]استاددار (دیوانی)
- متصدی امور داخلی دستگاه خلافت (در زمان عباسیان) و دربار سلاطین. استادالدار.
- اسارت وجدانی توطئهگران داخلی را نیز که با عنوان مستعار خلیفه و قاضی و صدر و استاددار ... نام برد به باد استهزا گرفت. «زرینکوب»
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن