پرش به محتوا

استبداد کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /استبداد/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

استبدادکردن (قدیم)

  1. استبداد.
    طبع این خداوند، دیگر است که استبدادی می‌کند نا اندیشیده. «بیهقی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن