پرش به محتوا

استبعاد کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستبعاد/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

استبعادکردن

  1. استبعاد.
    در ابتدا شهرت دادند که شما را به اسم ... گرفته‌اند، همه استبعاد کردند. «حاج سیاح»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن