پرش به محتوا

استحمام کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستحمام/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

استحمام‌کردن

  1. استحمام.
    لخت شده بود و استحمام می‌کرد. «جعفر شهری»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن